روز هجدهم
این متن رو در دو زمان متفاوت نوشتم ، ولی فرصت انتقالش به وبلاگ نشد و امروز هر دوتاشو با هم توی وبلاگ میذارم:
هفته دوم
از دوستان عزیزم که لطف کردند برام نظر گذاشتند ممنونم از مانا خانم که ذکر خیرشون منزل آقا رضا بود و شهرام عزیز و مریم عزیز و فریبا خانم و کانادا یه نفر و دلارام و علی عزیز و ونوس خانم و زوج خندان آقا فرهاد و اعظم خانم که متاسفانه مهر ماه از دیدنشان محرومم تشکر میکنم و امیدوارم مدیکالها بزودی بیاد و بقیه مراحل هم بسرعت طی بشه و این طرف جمعمون جمع بشه.
امروز یک هفته از حضورمون در جزیره گذشت و خوشبختانه هر روز اطلاعات جدیدی پیدا میکنیم و احساس میکنم وقتمون تلف نمیشه . با خودم فکر میکنم بچه ها هم ، وقتی به دنیا میان چون همه چیز براشون تازگی داره ، سرعت رشد فکری و دریافت اطلاعاتشون زیاده و تفاوت یک کودک دو ساله با سه ساله خیلی مشهوده ولی وقتی آدم سنش بالا میره چون فکر میکنه ذهنش اشباع شده ، همه چیز براش عادی میشه و طبیعتا درجا میزنه . من خودم احساس میکنم در ده سال گذشته تغییری نکرده ام و در جا زده ام.
در هر صورت در این یک هفته احساس درجا زدن نداشته ام و امیدوارم این حالت ادامه داشته باشد.
هفته سوم:
امروز روز هجدهم اقامتمون در جزیره است و در ده روز گذشته موفق شدیم خونه اجاره کنیم و تجهیزات زندگی رو خریداری کنیم و با سبک زندگی در اینجا آشناتر بشیم . خوشبختانه همه چیز خوب پیش میره و امروز اولین روز حضور رسمی پسرم در دبیرستان بود و دیگه به خونه جدیدمون عادت کردیم و احساس غربت در این شهر نمیکنیم . فضاهایی که روزهای اول برامون تازه گی داشت عادی بنظرمون میاد و سطح توقع ذهنیمون از جامعه ، با شرایط موجود تطبیق پیدا کرده و از نظم موجود اصلا تعجب نمیکنیم .
طبیعیه که توی این مدت مهمون جیبمون بودیم و از ذخیره ای که پیش بینی کرده بودیم هزینه میکنیم . ولی هر چی میگذره از اینکه مشغول کار نیستم بیشتر دلخور میشم . البته هنوز هیچ اقدامی برای کار نکرده ام ولی در حال مطالعه روی این موضوع هستم و امیدوارم ظرف مدت چهارماه بتونم کیسهای مختلف رو شناسایی و بررسی و طبقه بندی کنم و انتخاب درستی انجام بدهم . خوشبختانه دوستان خوبی در اینجا پیدا کرده ام و از راهنمایی هایشان استفاده میکنم .
امروز متوجه شدم که بزودی نشست دوستان در پارک قیطریه برگزار میشود . از همینجا به همه دوستان سلام عرض میکنم و برای همه دوستان بخصوص علی آقا و خانواده گرامیشون و آقا فرهاد و اعظم خانم که باید مجددا از اظهار لطفشون تشکر کنم و آزاده خانم که با ایمیلاشون هروز مارو در جریان اخبار میذارند و سرکار خانم دوستدار ونکوور که خیلی وقته ازشون بی خبرم و نگار جان هنرمند و بابا و مامان مهربونش و سایر دوستان گرامی که چهره هاشون توی ذهنمه ولی اسمها رو فراموش کردم ، آرزوی موفقیت و شادکامی روز افزون دارم و از همه دعوت میکنم تا ما اینجا هستیم تشریف بیارند اینجا ودیداری از این جزیره زیبا و دیدنی داشته باشند .
طول این جزیره حدود 150 کیلومتر و عرض اون حدود 50 کیلومتره ، پس وقتی میگم جزیره ، فکر نکنید دور تا دور ما آبه ، بلکه یک کانال آب از کنار شارلوت تاون عبور میکنه و امکان تردد کشتی های تفریحی رو به این شهر میسر میکنه . امروز هوای اینجا گرم و یک کم شرجی شده بود که به نسبت چند روز قبل افزایش دما داشتیم . ظاهرا تا یکی دو ماه دیگه هم هوا برای سفر به اینجا خوبه ، پس عجله کنید ، ما منتظریم .